مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

170

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

قوله : « و التعجيل » مرفوع است به ابتدائيّت . و قوله : « للقدر المعيّن » مرفوع المحلّ به خبريّت وى . و اين كلام جواب است از سؤالى مقدّر ؛ گويا كه سائلى پرسيده كه : چون بندهء خواهنده ، حاجتى خواست از خداوند دهنده ، چگونه است ؟ و حكمت چيست ؟ كه آن حاجت و مطلوب وى ، بعضى چنان مىافتد كه زود محصّل مىگردد ؟ و بعضى ، خود در دنيا محصّل نمىشود ؟ و بعضى در بر آمدن آن تأخيرى مىافتد ، و معجّل نمىشود ؟ . جواب گفته كه : اين امر ، مربوط به امرى ديگر است . و اين سرّ مقدّر متعلّق قدر « 47 » است * بيرون ز كفايت تو كارى دگر است و آن چنان است كه : برآمد هر كارى و حاصل گشتن هر مرادى در علم اللّه وقتى معيّن و زمانى مبيّن دارد ؛ كه تا آن وقت مقدّر نرسد ، طالب به مطلوب ، و سائل به مسئول ، نرسد ؛ پس اگر مطلوب طالبى و مراد سائلى به زودى برآيد ، بدان كه : طلبش موافق آن وقت مقدّر معيّن بوده است . و اگر در آن تأخير افتد ، موقوف آن وقت است . فرشته‌اى است بر اين بام لاجورد اندود * كه پيش آرزوى سائلان « 48 » كند ديوار و اين فرشته عبارت از « وقت نيامده » است . و إذا تأخّر الوقت إمّا في الدّنيا و إمّا فى الآخرة ، تأخّرت الإجابة : اى المسئول فيه لا الإجابة الّتي هى لبّيك من اللّه فافهم « 49 » .

--> ( 47 ) - ن : متعلق به قدر است ( در همهء نسخه‌ها ) - چون وزن شعر اشكال داشت « به » حذف گرديد . ( 48 ) - ن : آرزوى عاشقان كند ( ش - ت ) . ( 49 ) - ن : فافهم هذا ( عف ) .